به گزارش خبرگزاری مهر، جنگ، فقط صحنه درگیریهای نظامی نیست؛ لحظهای است که رفتار واقعی کشورها و ملتها آشکار میشود. در روزهایی که حملات آمریکا و اسرائیل، امنیت و زندگی مردم ایران را هدف قرار داد و خانوادههای زیادی داغدار شدند، نوع مواجهه بازیگران مختلف با این بحران بیش از همیشه مورد توجه قرار گرفت.
در این میان، چین یکی از کشورهایی بود که تلاش کرد حمایت خود از ایران را صرفاً در سطح مواضع سیاسی نگه ندارد و آن را در قالب اقدامات عملی نیز نشان دهد. طی کمتر از سه ماه، سه مرحله کمک بشردوستانه از سوی نهادهای چینی به ایران ارسال شد؛ از کمکهای اختصاصیافته به خانوادههای جانباختگان مدرسه شجره طیبه میناب گرفته تا ارسال دارو و اقلام درمانی برای مجروحان جنگ و همچنین مشارکت در روند حمایت از خانوادههای آسیبدیده و بازسازی خانههای تخریبشده.
اهمیت این اقدامات صرفاً در حجم کمکها خلاصه نمیشود، بلکه در پیامی است که در بستر شرایط منطقهای و بینالمللی مخابره میکند. در فضایی که بسیاری از قدرتهای جهانی یا در برابر حملات علیه ایران سکوت کردند یا عملاً در کنار عاملان جنگ قرار گرفتند، پکن تلاش کرد رویکرد متفاوتی اتخاذ کند؛ رویکردی مبتنی بر مخالفت با تشدید تنش، حمایت از راهحل سیاسی و تأکید بر حفظ ثبات منطقه.
این موضع در عرصه دیپلماتیک نیز قابل مشاهده بود. چین در شورای امنیت سازمان ملل و دیگر مجامع بینالمللی، حملات نظامی علیه ایران را محکوم کرد و بر حق ایران برای حفظ حاکمیت ملی، امنیت و تمامیت ارضی خود تأکید داشت. همچنین پکن با اقداماتی که میتوانست به مشروعیتبخشی بیشتر به حملات نظامی علیه ایران منجر شود، مخالفت کرد و تلاش داشت از مسیرهای سیاسی و دیپلماتیک برای کاهش تنش حمایت کند. همین مسئله باعث شد بسیاری در ایران، مواضع چین را فراتر از یک موضعگیری تشریفاتی و در چارچوب نوعی همراهی سیاسی ارزیابی کنند.
این رویکرد را میتوان در مواضع و ایدههایی که طی سالهای اخیر از سوی رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، مطرح شده نیز مشاهده کرد. او بارها تأکید کرده که جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به همکاری، احترام متقابل و حل اختلافات از مسیر گفتوگو نیاز دارد. پکن در همین چارچوب، مفاهیمی مانند «جامعه بشری با سرنوشت مشترک» و ابتکارهایی همچون «ابتکار توسعه جهانی» و «ابتکار امنیت جهانی» را مطرح کرده که بر مقابله با یکجانبهگرایی، حفظ ثبات و تقویت همکاری میان کشورها تأکید دارند. شی جینپینگ در قبال تحولات خاورمیانه نیز همواره بر اصولی مانند احترام به حاکمیت ملی کشورها، پایبندی به حقوق بینالملل، مخالفت با تشدید تنشها و ضرورت حل بحرانها از مسیر سیاسی تأکید کرده است؛ مواضعی که در نحوه مواجهه چین با جنگ اخیر علیه ایران نیز قابل مشاهده بود.
البته این همراهی را نمیتوان صرفاً در چارچوب تحولات امروز تحلیل کرد. روابط ایران و چین، برخلاف بسیاری از روابط صرفاً سیاسی در نظام بینالملل، پشتوانهای تاریخی و تمدنی دارد. قرنها پیش، جاده ابریشم، دو تمدن بزرگ ایران و چین را به یکدیگر متصل کرد و زمینهساز رفتوآمد، تجارت، تبادل فرهنگی و شناخت متقابل میان دو ملت شد. همین پیشینه تاریخی باعث شده است که رابطه تهران و پکن، حتی در دورههای پرتنش بینالمللی، همواره از نوعی ثبات و تداوم برخوردار باشد.
در سالهای اخیر نیز، با افزایش تعاملات سیاسی، اقتصادی و رسانهای، این روابط وارد مرحله جدیدی شده است. بهویژه در شرایطی که فشارهای غرب علیه ایران افزایش یافته، دو کشور تلاش کردهاند سطحی از همکاری راهبردی و هماهنگی سیاسی را حفظ و تقویت کنند.
با این حال، شاید مهمتر از روابط رسمی دولتها، نوع نگاه دو ملت به یکدیگر در شرایط بحرانی باشد. پس از آغاز جنگ، بسیاری از مردم چین نگرانی و همدردی خود را با مردم ایران ابراز کردند و کاربران چینی در شبکههای اجتماعی پیامهای متعددی در حمایت از مردم ایران منتشر کردند. در مقابل، زمانی که برخی شهروندان چینی به دلیل شرایط جنگی ناچار به ترک ایران شدند، بسیاری از مردم ایران نیز با وجود دشواریها و مخاطرات موجود، برای کمک به آنان وارد عمل شدند.
در فرهنگ چینی ضربالمثلی وجود دارد که میگوید: «در سرمای سخت، استواری کاج و سرو آشکار میشود و در روزهای دشوار، دوستی حقیقی شناخته میشود.» شاید بتوان گفت تحولات اخیر نیز معنای همین جمله را بار دیگر یادآوری کرد؛ اینکه ارزش واقعی روابط میان ملتها، نه در روزهای آرام، بلکه در بزنگاههای دشوار مشخص میشود.
واقعیت این است که در نظم پرتنش و متغیر امروز جهان، کشورها بیش از هر زمان دیگری به شرکایی نیاز دارند که در بزنگاههای حساس، صرفاً نظارهگر نباشند. شاید نتوان از هیچ رابطه بینالمللی تصویری کاملاً آرمانی ترسیم کرد، اما آنچه در ماههای اخیر میان ایران و چین دیده شد، نشان داد که روابط دو کشور در حال عبور از سطح تعارفات دیپلماتیک و حرکت به سمت نوعی همکاری مبتنی بر اعتماد و درک متقابل است.
آتش جنگ سرانجام خاموش خواهد شد و خانه های ویران شده نیز بار دیگر بازسازی خواهند شد. ایران، بهعنوان کشوری بزرگ و پرافتخار، بی تردید همچون ققنوس از میان آتش دوباره برخواهد خاست. و دوستی ای که مردم چین و ایران در فراز و نشیب ها و روزهای دشوار صیقل داده اند، پس از فرو نشستن دود و آتش جنگ، استحکام بیشتری خواهد یافت و با گذر زمان، ماندگارتر و پویاتر خواهد شد.




