یادداشت مهمان- حسین آجرلو، فعال رسانهای: مسئلهای که وجود دارد این است کسانی که در پویش جانفدا ثبت نام کردند، ظرفیتهای مختلفی دارند و هر کدام به نوعی یک قابلیت، توان و حتی کارکرد متفاوت دارند. به نظر می رسد کشور با تهدیدات سنگینی روبهرو است، بخشی از این تهدیدات، تهدیدات وجودی هستند؛ بنابراین اولین حوزهای که جانفدایان باید در آن فعال شوند، حوزۀ دفاعی کشور است. ما نیازمند «مردمیسازی حوزۀ دفاع» هستیم. نیروهای مسلح ما مسئول دفاع از کشورند، اما وقتی سطح تهدیدات بالا میرود، حتماً نیازمند پیوست و پشتیبانی مردمی هستند. اما چگونه ؟
در حوزه دفاع، افراد میتوانند در سطوح مختلف ایفای نقش کنند؛ از کسی که توان حضور مستقیم در میدان دفاعی و بهدست گرفتن سلاح را دارد، تا کسی که میتواند در ایست و بازرسیها مشارکت کند یا در پشتیبانی فعالیت داشته باشد. حتی رانندهای که بتواند برای نیروهای دفاعی غذا یا تجهیزات جابهجا کند، بخشی از این زنجیره است. همانطور که در دوران دفاع مقدس بسیج مردمی وجود داشت، امروز هم در شکل جدیدی میتواند ادامه پیدا کند.
حتی نسل جدید، مثل نوجوانان و جوانانی که گیمر هستند، میتوانند در حوزه پهپادهای کوچک و FVP نقش داشته باشند. ما در همین جنگ تحمیلی اخیر دیدیم که این حوزه چقدر اهمیت پیدا کرده است. بنابراین اولین حوزهای که باید روی آن کار شود، حوزه دفاعی کشور است.
دومین حوزه ، حوزه اطلاعاتی و امنیتی است. در جهان ثابت شده که سازمانهای اطلاعاتی مردم پایه ظرفیت بسیار بالایی در کشف و خنثیسازی تهدیدات دارند. ما در جنگ ۱۲ روزه هم دیدیم که مردم با اینکه آموزش تخصصی ندیده بودند ، حضورشان در این عرصه چقدر کمک کننده بود. چون یکی از تهدیدات جدی امروز کشور، ناامنسازی از درون است؛ یعنی دشمن تلاش میکند امنیت داخلی را برهم بزند و این مسئله بیش از هر چیز، نیازمند تقویت حوزه اطلاعاتی و امنیتی مردمی است.
حوزه سوم، حوزه اقتصادی است. در دنیای امروز، اقتصاد اهمیت ویژهای پیدا کرده است. ما در ابتدای انقلاب تجربههای موفقی در حوزه تعاونیها و فعالیتهای مردمپایه داشتیم. در دوره اقتصاد مقاومتی هم دیدیم که مردم با پویشها و کمپینهای مختلف توانستند در محرومیتزدایی، کنترل بازار و حتی زنجیره تأمین نقشآفرینی کنند. در همین شرایط جنگی، این جانفداها میتوانند در حوزه زنجیره تأمین مواد غذایی، کمک به توزیع کالا، حمایت از اقشار آسیب دیده و… نقش تعیین کننده ای داشته باشند . این هم نوعی دفاع از کشورمحسوب شده و به قدر خودش قابل توجه و اهمیت است .
حوزه بعدی، حوزه اجتماعی است. بخش مهمی از ناامنیها و مشکلات امروز کشور، ناشی از سبک زندگی و تغییرات فرهنگی است. بسیاری از نارضایتیها الزاماً ریشه اقتصادی ندارد؛ بلکه ناشی از تغییر سبک زندگی و نوع نگاه افراد به خودشان و کشورشان است. امروز بخش زیادی از جامعه ما تحت تأثیر فرهنگ غربی قرار گرفتهاند و نوعی سیاهنمایی درباره کشور شکل گرفته است؛ طوری که خیلیها به خودشان و کشورشان افتخار نمیکنند.
این حوزه میتواند یکی از مهمترین عرصههای فعالیت باشد که نیازمند شکل گیری بسترهای گفتوگو و ارتباط انسانی است. گفتوگوهایی که بر تغییر ذهنیت و بازگشت مردم به اصالتهای فرهنگی خودشان متمرکز باشد، نه دعواهای سیاسی. اگر مردم ما به فرهنگ اصیل خودشان برگردند، خودشان از کشور و نظام حمایت خواهند کرد.
حوزه بعدی، حوزه رسانه است. امروز هر فردی میتواند به مثابه یک رسانه باشد. در گذشته رسانه در اختیار دولتها و مجموعههای خاص بود، اما امروز یک فرد با یک صفحه مجازی میتواند فضای کشور را تحت تأثیر قرار دهد. بخش زیادی از موفقیت پویش جانفدا هم ناشی از جریان سازی رسانهای بود. بنابراین ما باید در حوزه رسانه کاملاً هدفمند عمل کنیم. کمپینسازی، ترندسازی و بسیاری از فعالیت های رسانه ای دیگر در شبکههای اجتماعی و تولید محتوای اثر بخش، در این برهه حساس اهمیت دارد.
حوزه دیگری که به نظر من اهمیت دارد، حوزه خدمات فنی و تخصصی است. افراد میتوانند در حوزههای پزشکی، خدمات فنی، حملونقل، تعمیرات، آموزش و سایر تخصصها، بخشی از وقت خود را داوطلبانه در اختیار مردم و کشور قرار دهند. مثلاً فردی که پزشک است، بخشی از زمانش را صرف خدمات رایگان کند. کسی که تخصص فنی دارد، برای حل مشکلات مردم وقت بگذارد.
در کنار همه اینها، مسئله مهم، روایت و بازنمایی رسانه ای این حضور میلیونی مردم است که میتواند شور و شوق مضاعفی را در جامعه فراهم کند . مکانیزمهای متنوعی برای شکل گیری جریان روایت فعالیت های مردمی باید طراحی شود. کارهای کوچک هم باید دیده شوند؛ کسی که در خانه با خانوادهاش گفتوگو میکند، کسی که یک خدمت کوچک ارائه میدهد یا کسی که در محلهاش اثرگذار است.
این روایتها باید واقعی باشند، نه صرفاً تولیدات فانتزی هوش مصنوعی. باید مراقب بود که مخاطب احساس نکند همهچیز غیرواقعی است. باید واقعیتهای میدانی و انسانهای واقعی دیده شوند. حتی میتوان پویشهایی را طراحی کرد که افراد اقدامات خودشان را روایت کنند، داستانهایشان گفته شود و در قالب کمپینهای رسانهای دیده شوند. این دیده شدن خودش تبدیل به موتور انگیزه برای دیگران میشود.




