به گزارش خبرگزاری مهر، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در سرمقاله امروز این روزنامه به تحلیل توئیت های پی در پی ترامپ پرداخت.
متن این سرمقاله به شرح ذیل است:
شواهد و قرائن موجود به وضوح حکایت از آن دارند که آمریکا و متحدانش از بسته شدن تنگه هرمز به تنگی نفس افتادهاند و هدف اصلی ترامپ از توئیتهای پیدرپی و ادعای نزدیک بودن توافق برای کاهش التهاب بازار نفت است. به بیان دیگر، تنگه هرمز، راه نفس را بر آمریکا و متحدانش بسته است. در این حالت، کمترین -تاکید میشود که کمترین- گشایش و یا حرکتی که دشمن از آن تلقی گشایش داشته باشد میتواند به ترفند ترامپ برای کاستن از التهاب کنونی بازار نفت کمک کند. خوشبختانه مسئولان کشورمان و دستاندرکاران مذاکرات تاکید کرده و میکنند که از اِعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز دست نمیکشند و مجلس شورای اسلامی اعلام داشته است که تعیین رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز را در دستور کار خود دارد ولی در این میان با عرض پوزش از مسئولان محترم باید به «نبایدهایی» اشاره کرد که اگر مورد توجه جدی قرار نگیرد، میتواند خسارتآفرین باشد و به ترامپ در ترفند خود برای کاهش التهاب بازار نفت کمک کند! این نبایدها که باید هرچه زودتر برطرف شوند در سه محور قابل اشاره هستند.
اول: همه روزه شاهد اخبار و گزارشهایی از مراجع رسمی هستیم که از عبور چند ده نفتکش و یا کشتی حامل کالای تجاری از تنگه هرمز حکایت میکند. در این گزارشها اگرچه تاکید میشود که «این کشتیها پس از کسب مجوز و با هماهنگی نیروی دریائی سپاه از تنگه هرمز عبور کردهاند» و باید همچنین باشد ولی توضیح داده نمیشود که آیا از کشتیهای عبورکننده، حق ترانزیت و عوارض عبور نیز دریافت شده است یا نه؟! چراکه دریافت حق ترانزیت و عوارض عبور از کشتیها و شناورهای عبورکننده، حق قانونی جمهوری اسلامی ایران است و عبور کشتیهای مورد اشاره از تنگه هرمز، بدون پرداخت حق ترانزیت، یادآور شرایط عبور قبل از جنگ است و میتواند به این توهم دامن بزند که قرار نیست حاکمیت قانونی ایران بر عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز اِعمال شود(!) و این تلقی همان است که ترامپ با تمسک به آن درپی کاهش التهاب قیمت نفت است!
دوم: نزدیک به دو ماه است که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی از تصمیم جدی مجلس برای تهیه و تصویب رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز خبر میدهند ولی انجام این اقدام ضروری تاکنون به تاخیر افتاده است بهگونهای که انگار ارادهای جدی برای انجام آن وجود ندارد.(!) تاخیر یادشده میتواند این تلقی را پدید آورد که ایران اسلامی در تصمیم خود برای اِعمال حاکمیت قانونی بر عبور و مرور در تنگه هرمز، با تردید روبهرو شده است! ترامپ از همین تاخیر به نفع خواسته (بخوانید آرزوی) آمریکا برای گشایش تنگه هرمز استفاده میکند!
سوم: ترامپ تقریباً همه روزه و گاهی نیز چندبار در یک روز، توئیت میزند و به دروغ از نزدیک بودن توافقی با ایران خبر میدهد که در آن با خواستههای آمریکا و مخصوصاً گشایش تنگه هرمز و بازگشت آن به دوران قبل از جنگ موافقت شده است(!) ولی در این سوی ماجرا، برخلاف آنچه انتظار میرود، از تکذیب سریع و بیوقفه دروغهای ترامپ توسط مسئولان محترم کشورمان خبری نیست و یا این تکذیبها با تاخیر صورت میپذیرد و این تاخیر غیرقابل توجیه نیز میتواند به دروغهای ترامپ ضریب بدهد.




