خبرگزاری مهر- گروه استانها: یکی روستاهای اطراف بروجرد برای نوجوانی که صبح آن روز راهی محل نگهداری گوسفندانش شده بود، قرار نبود صحنه یک حادثه کمسابقه باشد. همه چیز از یک کار معمولی آغاز شده بود؛ رفتن برای آب دادن به گوسفندان.
اما چند لحظه بعد، یک قطعه آهن بیرونزده از پمپ تراکتور، مسیر زندگی او را تغییر داد.
خود نوجوان در شرح آنچه اتفاق افتاده، از همان چند ثانیهای میگوید که میان کار روزمره و حادثه مرگبار فاصله انداخت.
به گفته او، صبح حدود ساعت هشت یا ۹ برای آب دادن به گوسفندان رفته بود. این بار بخشی از آهن دستگاه بیرون زده بود و وقتی لباسش به آن گیر کرد، با نخستین چرخش دستگاه دستش نیز درگیر شد.

حادثه آنقدر سریع اتفاق افتاد که فرصتی برای واکنش باقی نماند. دست از ناحیه بازو جدا شد و در آب افتاد.
در چنین حوادثی، زمان تنها یک عدد روی ساعت نیست؛ گاهی فاصله میان یک آسیب برگشتپذیر و یک آسیب دائمی است. دست قطعشده باید هرچه سریعتر به مرکز درمانی برسد و تیم جراحی نیز باید پیش از آنکه بافتها فرصت بیشتری برای آسیب ببینند، وارد عمل شود.
این بار نیز زنجیره درمان از همان لحظه حادثه آغاز شد.
کمتر از هشت دقیقه تا رسیدن امداد
پس از حادثه، اضطراب در روستا بالا گرفت. حادثهای رخ داده بود که شدت آن برای خانواده و اطرافیان قابل تصور نبود؛ نوجوانی که تا چند لحظه پیش مشغول کار روزانه بود، حالا با قطع عضو مواجه شده بود و باید در سریعترین زمان ممکن به بیمارستان میرسید.
یکی از کارکنان اورژانس بروجرد درباره عملیات امدادرسانی میگوید نیروهای اورژانس در کوتاهترین زمان ممکن به محل حادثه اعزام شدند و فاصله زمانی رسیدن آنها به محل، کمتر از هشت دقیقه بوده است.

این سرعت در چنین حادثهای اهمیت ویژهای داشت؛ چراکه مرحله بعدی، انتقال بیمار به بیمارستان و آمادهسازی او برای جراحی بود.
دست جداشده نیز باید همراه بیمار به مرکز درمانی میرسید؛ عضوی که حالا تمام امید خانواده برای بازگشت آن به بدن نوجوان به آن گره خورده بود.
مسیر بیمارستان؛ چند دقیقهای که طولانی شد
برای خانواده، مسیر روستا تا بیمارستان شهید چمران بروجرد دیگر یک مسیر معمولی نبود.
مادر نوجوان از آن روز بهعنوان یکی از سختترین تجربههای زندگی خانواده یاد میکند. حادثهای که در زمانی کوتاه اتفاق افتاده بود، خانواده را در برابر تصمیمها و نگرانیهایی قرار داده بود که هیچکس برای آن آماده نبود.
در بیمارستان، دیگر فرصت برای نگرانی باقی نمانده بود. یک تیم درمانی باید درباره چگونگی بازگرداندن دست تصمیم میگرفت و جراحی را در کوتاهترین زمان ممکن آغاز میکرد.

در چنین شرایطی، موفقیت فقط به مهارت یک جراح وابسته نیست. چند تخصص باید کنار هم قرار بگیرند؛ استخوان باید تثبیت شود، عروق باید دوباره به یکدیگر متصل شوند و عضلات و اعصاب نیز تا حد امکان ترمیم شوند.
در نهایت، تیمی به سرپرستی دکتر محمد گرشاسبی، فوقتخصص عروق، وارد این فرآیند شد.
جراحیای که چند تخصص را کنار هم آورد
دکتر محمد گرشاسبی سرپرست تیم درباره وضعیت نوجوان پس از انتقال به بیمارستان توضیح میدهد که دست او از ناحیه بازو قطع شده بود و در عین حال، زمان مناسب برای انجام اقدامات درمانی فراهم شده بود.
به گفته او، فرآیند جراحی مرحلهبهمرحله پیش رفت. ابتدا دکتر مهدوی، جراح ارتوپد، مسئولیت بخش استخوانی عمل را بر عهده گرفت و استخوان را با استفاده از پلاک تثبیت کرد. پس از آن، مرحله ترمیم عروق انجام شد و شریان و وریدهای دست دوباره به یکدیگر پیوند خوردند.
اما بازسازی دست در همین مرحله پایان نمییافت. بخش دیگری از آسیب مربوط به عضلات و اعصاب بود؛ بنابراین جراح ترمیمی نیز وارد عمل شد و ترمیم عضلات و اعصاب را انجام داد.

این یعنی یک دست قطعشده باید در یک فرآیند چندمرحلهای دوباره به بدن متصل میشد؛ استخوان، عروق، عضلات و عصب هرکدام بخشی از یک زنجیره بودند که موفقیت نهایی عمل به هماهنگی میان آنها وابسته بود.
گرشاسبی با اشاره به این مراحل، انجام عمل را نتیجه همکاری تیمی میداند؛ جراحی که در آن ارتوپدی، جراحی عروق، جراحی ترمیمی و بیهوشی در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
چهار ساعت مبارزه برای بازگرداندن یک دست
جراحی در کوتاهترین زمان ممکن آغاز شد، اما کوتاه بودن زمان شروع درمان به معنای ساده بودن عمل نبود.
طاهری، متخصص بیهوشی، میگوید بیمار در اسرع وقت تحت بیهوشی قرار گرفت و تیم درمان برای انجام عملی که دستکم سه تا چهار ساعت طول کشید، وارد فرآیند جراحی شد.
چند ساعت، بیمار روی تخت عمل بود و تیم جراحی تلاش میکرد ساختارهای مختلف آسیبدیده را دوباره به هم متصل کند.
برای خانواده اما زمان شکل دیگری داشت؛ هر دقیقهای که میگذشت، با یک سؤال بزرگ همراه بود: آیا دست دوباره زنده خواهد شد؟

در جراحیهای اینچنینی، تنها کنار هم قرار دادن بخش قطعشده کافی نیست. باید جریان خون به بافتها برگردد و ساختارهای مختلف تا حد امکان ترمیم شوند. به همین دلیل، موفقیت اولیه عمل نیز پایان مسیر درمان محسوب نمیشود.
با این حال، نخستین هدف تیم درمان محقق شد؛ دست دوباره به بدن متصل شد و جریان خون در آن برقرار شد.
لحظهای که دست دوباره گرم شد
پس از جراحی، حالا نوبت به بررسی وضعیت دست و اطمینان از عملکرد پیوندهای انجامشده رسیده بود.
در یکی از لحظات پس از عمل، دکتر گرشاسبی در ملاقات با نوجوان از او درباره وضعیت عمومیاش میپرسد و وقتی مطمئن میشود غذا خورده و حال عمومیاش مناسب است، وضعیت دست را نیز بررسی میکند.
دست گرم شده بود؛ نشانهای که برای تیم درمان اهمیت داشت.
گرشاسبی در گفتوگو با نوجوان، او را به آرامش دعوت میکند و با اشاره به گرم بودن دست و مناسب بودن وضعیت پیوند، از امید به بهبودی تدریجی او سخن میگوید.
برای نوجوانی که تنها چند ساعت قبل دستش را در یک حادثه از دست داده بود، دیدن دوباره دست و احساس گرمای آن میتوانست نخستین نشانه بازگشت امید باشد.
«هیچکس امید نداشت بتوانیم این کار را انجام دهیم»
یکی از اعضای کادر جراحی، سختی این عمل را تنها در پیچیدگی فنی آن خلاصه نمیکند؛ بلکه میگوید پیش از انجام جراحی، امید چندانی به اینکه چنین کاری در این شرایط امکانپذیر باشد وجود نداشت.

به گفته او، دکتر گرشاسبی با جسارت وارد این جراحی شد و توانست فرآیند پیوند را به شکلی موفق پیش ببرد.
این نگاه، بخش دیگری از ماجرای این عمل را آشکار میکند؛ اینکه در پزشکی، گاهی موفقیت یک جراحی از همان لحظه تصمیمگیری آغاز میشود. تصمیمی که باید میان احتمال موفقیت، وضعیت بیمار، زمان گذشته از حادثه و امکان بازسازی عضو گرفته شود.
در این مورد، تیم درمان تصمیم گرفت برای بازگرداندن دست تلاش کند و نتیجه، دستکم در مرحله نخست، امیدوارکننده بود.
مادر: یکی از سختترین روزهای زندگی ما بود
خانواده نوجوان در تمام این مدت، کنار تخت و پشت درهای اتاق عمل، منتظر نتیجه بودند.
مادر کودک این حادثه را تجربهای بسیار سخت برای خانواده توصیف میکند و میگوید اتفاقی که دو روز پیش برای آنها رخ داده، از جمله تلخترین و دشوارترین اتفاقاتی بوده که خانواده با آن روبهرو شده است.

پدر اما پس از موفقیت جراحی، نگاه دیگری به ماجرا دارد. او از پزشکان و کادر درمان تشکر میکند و بازگرداندن دست فرزندش را اتفاقی بزرگ برای خانواده میداند.
جراحی تمام شد، اما درمان تازه آغاز شده است
در چنین آسیبهایی، انجام موفق عمل جراحی تنها یک مرحله از مسیر درمان است. اکنون دست نوجوان باید روزهای پس از پیوند را پشت سر بگذارد. جریان خون برگشته است، اما بازگشت حس و حرکت نیازمند زمان خواهد بود.
اعصاب برای بازگشت عملکرد، به زمان و مراقبت نیاز دارند و عضلات نیز باید بهتدریج توان خود را بازیابند. از سوی دیگر، وضعیت استخوان و عروق ترمیمشده نیز باید تحت نظر باشد.
به همین دلیل، خانواده و تیم درمان حالا وارد مرحلهای شدهاند که شاید از نظر ظاهری آرامتر باشد، اما برای نتیجه نهایی اهمیت زیادی دارد: انتظار، مراقبت و پیگیری.
نوجوانی که تا پیش از حادثه زندگی روزمره خود را در روستا و در کنار خانواده میگذراند، حالا باید دورهای از درمان و توانبخشی را طی کند تا مشخص شود این دست تا چه اندازه میتواند عملکرد گذشته خود را بازیابد.
اهمیت نجات عضو کودک و جراحی در شهر محل سکونت
یکی از نکات قابل توجه این جراحی، انجام آن در بروجرد و فراهم شدن امکان درمان نوجوان در شهر خود است.

در چنین حوادثی، تصور عمومی ممکن است این باشد که بیمار برای اقدامات پیچیده باید به مراکز درمانی خارج از شهر و حتی استان منتقل شود. اما این مورد نشان داد که یک تیم چندتخصصی در بیمارستان شهید چمران بروجرد توانسته است در برابر یک آسیب شدید، وارد عمل شود و برای حفظ عضو تلاش کند.
دستی که هنوز قصهاش تمام نشده
صبح آن روز، دست نوجوان در آب افتاد و خانوادهاش برای لحظاتی با تصور از دست رفتن همیشگی آن روبهرو شدند. چند ساعت بعد، همان دست دوباره به بدن بازگشت؛ نه به معنای آنکه همهچیز تمام شده باشد، بلکه به معنای آغاز یک فرصت تازه.
جریان خون برقرار شده است و گرمای دست، نخستین نشانه امیدوارکننده پس از جراحی به شمار میرود. اما بازگشت حس و حرکت، داستانی زمانبر است و باید مرحلهبهمرحله دنبال شود.
این بار، نوجوان بروجردی فرصت دوبارهای را در شهر خودش به دست آورده است؛ فرصتی که حاصل سرعت امدادرسانی، تصمیم به جراحی و همکاری چند تخصص پزشکی در یک اتاق عمل بود.
حالا نوبت صبر است؛ صبر برای اینکه دستِ بازگشته، دوباره بخشی از زندگی روزمره صاحبش شود.




