اقتصادی
به گزارش خبرگزاری تسنیم، صحبتها در مورد تفاهم اخیر تهران-واشنگتن اگرچه در روزهای نخست آرایش سنتی بازارهای مالی را بر هم زد و بورس را با ثبت ورود پول حقیقی قابل توجه در کانون توجه قرار داد، اما بازگشت تدریجی احتیاط به معاملات و افزایش مجدد قیمت دلار و طلا، این پرسش بنیادین را دوباره مطرح کرده است: آیا این جابهجایی عظیم سرمایه، آغازی بر یک روند پایدار است” یا واکنشی زودگذر به تحولات سیاسی که با بازگشت متغیرهای بنیادی، رنگ میبازد؟ فعالان بازار سرمایه حالا در انتظار نشانههای روشنتری از نتایج عملی این تفاهم بر اقتصاد هستند.
بر این اساس باید گفت تفاهم تهران-واشنگتن در روزهای اخیر به یکی از مهمترین محرکهای بازارهای مالی تبدیل شده است. در نخستین واکنش به این رویداد سیاسی، آرایش سنتی بازارها به شکلی محسوس تغییر کرد؛ به طوری که دلار و طلا در مسیر نزولی قرار گرفتند و بورس با ثبت ورود قابل توجه پول حقیقی، رکوردی تاریخی به نام خود ثبت کرد. بر این اساس سرمایهگذاران بورس که ماهها با ریسک تشدید تنشها دستوپنجه نرم میکردند، فضای جدید را به مثابه کاهش یکی از مهمترین تهدیدهای پیشرو ارزیابی کردند و با اشتیاق وارد بازار سهام شدند تا جایی که حتی برای برخی نمادهای غیربنیادی نیز صفهای خرید شکل گرفت.
با این حال، گذشت زمان و تغییر تدریجی رفتار بازارها، ابهام اساسی را دوباره مطرح کرده است: این که آیا این جابهجایی بزرگ پول میان بازارها پایدار خواهد ماند یا واکنشی زودگذر به تحولات سیاسی بوده است؟ جایی که نشانههایی از کاهش هیجان خرید سهام و بازگشت تمایل به افزایش قیمت دلار و طلا در روزهای اخیر، این پرسش را جدیتر کرده است. به باور کارشناسان این تغییر را باید طبیعی دانست؛ چرا که بازار سرمایه برای ادامه روند صعودی به چنین دستبهدستشدنهایی نیاز دارد و پول واردشده به تالار شیشهای هنوز انگیزهای برای خروج ندارد.
این در شرایطی است که میان «تفاهم» و «توافق» تفاوت وجود دارد؛ بنابراین آنچه رخ داده، یک تفاهم برای آغاز مسیر مذاکرات است و فاصله زیادی تا توافق نهایی وجود دارد. بر این اساس با توجه به اینکه فعالان اقتصادی هنوز تصویر روشنی از سرنوشت نهایی این تفاهم و نتایج عملی آن ندارند، هر خبر جدیدی درباره روند اجرا یا آینده روابط سیاسی میتواند انتظارات را دستخوش تغییر کند. همین ابهام هم، مهمترین عامل احتیاطی است که پس از هیجان اولیه، به رفتار بازارها بازگشته است.
در این میان، آنچه میتواند مسیر واقعی و پایدار بازارها را تعیین کند، متغیرهای بنیادی اقتصاد، و عواملی مانند نرخ تورم، رشد نقدینگی، وضعیت بودجه دولت و درآمدهای ارزی است. از این رو، تا زمانی که این متغیرها دستخوش تغییر مثبت و ماندگار نشوند، کاهش ریسکهای سیاسی بهتنهایی نمیتواند تغییری بنیادین در مسیر بازارها ایجاد کند.
این در شرایطی است که کارشناسان میگویند نباید انتظار داشت حتی با پیشرفت مذاکرات، نرخ ارز با کاهش شدید و پایدار مواجه شود؛ چرا که کسری بودجه، رشد نقدینگی و تورم همچنان از مهمترین عوامل اثرگذار بر نرخ ارز هستند. طلا نیز در ایران علاوه بر نرخ جهانی، از نوسانات ارز اثر میگیرد و صرف آغاز مذاکرات نمیتواند مسیر آن را کاملا نزولی کند.
بنابراین، اگرچه تفاهم اخیر توانست در کوتاهمدت معادلات بازارهای مالی را به نفع بورس تغییر دهد، اما پایداری این وضعیت به نتایج عملی آن در حوزه اقتصاد و تغییر در شاخصهای کلان وابسته است. بر این اساس بازارها این روزها بیش از هر زمان دیگری به دنبال نشانههایی روشن از آینده اقتصاد هستند؛ آیندهای که همچنان با ابهامات قابلتوجهی همراه است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران بهتر است از تصمیمات هیجانی پرهیز کرده و با تمرکز بر تحلیل بنیادی و توجه به گزارشهای مالی شرکتها، در برابر نوسانات مقطعی مصون بمانند.
مهدی حاجیوند، کارشناس بازار سرمایه
انتهای پیام/
https://poolvaeghtesad.com/?p=201522




